تبلیغات
نجوای دل

نجوای دل

اَلصَّلاةُ مِفتاحُ الجَنَّةِ پیامبر اعظم (ص)

از حضرت امام مجتبی (ع) روایت است که حضرت فرمود عده ای از یهودیان به محضر پیامبر(ع) شرفیاب شدند، داناترینشان مسائلی را از پیامبر (ص) پرسید، از جمله پرسشهای او این بود که : ای رسول خدا خبر بده مرا که خداوند علت عظمت برای چه و به چه علت این نماز پنجگانه را در پنج وقت از شبانه روز بر امت تو فرض و واجب کرد ؟ پیامبر فرمود : همانا در هنگام زوال آفتاب غیر از عرش خدا همه چیز تسبیح حضرت حق می گویند و به حمد پروردگارم مشغول می گردند و در آن هنگام پروردگارم بر من درود می فرستد، در این ساعت خداوند نماز را بر من و امتم فرض و واجب ساخت. که خداوند در قرآن می فرماید: (( بپا دار نماز را از بازگشت گاه خورشید ( نیمه ی روز) تاریکی شب )) و این ساعتی است که جهنمان را در قیامت به جهنم وارد می کنند. سپس هیچ مومنی نیست که در این ساعت به رکوع یا سجود و یا قیام مشغول باشد مگر اینکه خداوند جسدش را بر آتش جهنم حرام می گرداند.

نظر یادتون نره() 

چهارشنبه 14 دی 1390

تاثیر نماز بر روی جسم

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

نماز حاجت جهت رفع بیماری

اسماعیل بن عبدالله گوید سخت بیمار شدم که از شفاء من ناامید شدند ، امام صادق (ع) به دیدنم آمد و ناله های مادرم را مشاهده کرد و به او فرمود : وضو بگیر و دو رکعت نماز بگذار و در سجده بگو خداوندا تو این فرزند را به من بخشیدی و قبلا وجود نداشت سپس دوباره آنرا به من ببخشای مادرم نماز را خواند و من صبح سالم برخاستم و با مردم حلیم خوردم.

                                                                        مکارم الاخلاق (صفحه 285)

نماز برای نابینا

از امام محمد باقر (ع) ، نابینایی به نبی اکرم رسید ، حضرت فرمود مایلی خداوند دیدگانت را بینا کند؟ عرض کرد آری ، فرمود وضو کامل و خوبی بساز و دو رکعت نماز کن و بگو خداوندا از تو مسئلت دارم و به لطف تو امیدوارم و به شفاعت نبی رحمت به تو رو می آورم بگو (یا محمد انی اتوجه بک الی ربی و ربک ان یرد علی بصیری) پیامبر (ص) برنخاست مگر آنکه نابینا برگشت با چشم بینا.

                                                                         صحیفه اخلاق (صفحه 287)

نماز جهت امراض پوست

امام صادق (ع) فرمود به شخصی که مبتلا به مرض خبث یعنی مرض جلدی بود که تطهیر کن و دو رکعت نماز بخوان بعد از سلام حمد و ثنای الهی نموده و صلوات حمد و آل محمد فرستاده بگو ( یا الله یا الله یا الله یا رحمن یا رحمن یا رحمن یا رحیم یا رحیم یا رحیم ) و در پایان طلب شفاعت از خدا بخواه.

                                                                          ادعیه جلالیه (صفحه 445)

رحمت خدا بر آن زوجین که همدیگر را برای اقامه ی نافله ی شب بیدار می کنند

پیامبر (ص) فرمود : خداوند رحمت کند آن مرد را که نیمه شب برخیزد و به نماز بایستد ، و همسرش را نیز بیدار کند ، تا به نماز شب بایست که اگر همسر مومنه اش بیدار نشد به صورتش آب بپاشد ، و او را از خواب آلودگی بدر آورد و خدا رحمت کند ، آن زن مومنه را که برخیزد و شوهرش را بیدار کند. و هر گاه او خواب آلوده باشد و امتناع کرد به صورتش آب بپاشد ، تا شوهرش بیدار شود و نماز شب بخواند.

                                                               نماز از دیدگاه قرآن (حدیث ص 264)

چه سختیها می کشد

هرگاه که بنده ای برای نماز شب برخیزد ، و خواب بر وی غلبه کند چندانکه او را براست و چپ کشاند و گاهی چانه اش به سینه اش رسد، حقتعالی امر فرماید که درهای آسمان را بگشایند و فرشتگان را ندادهد که: نظر کنید به بنده ی من که در راه تقرب و نزدیکی به من چه سختیها می کشد در چیزی که بر وی واجب نساخته ام با امید سه چیز : یا گناهانش را بیامرزم ، و یا رزق و روزی او زیاد کنم. ای فرشتگان ! شما را گواه می گیرم که من همه را بدو عطا کردم.

 

از اسب بیست هزار درهمی گذشت ولی نماز را قطع نکرد

نقل شده است که خواجه ربیع اسبی داشت بسیار اصیل که قیمت آن بیست هزار درهم  بود آن اسب را دزدیدند ، نمازش را قطع نکرد و از بردن اسب نیز ناراحت نشد. عده ای آمدند خواجه را بر این پیشامد تسلی دهند ، گفت: من خودم دیدم اسب را باز می کنند. پرسیدند پس چه شد که جلوی او را نگرفتی؟ (قال کنت فیما هو احب الی من ذلک یعنی الصلوۀ) جواب داد که من مشغول عملی بودم که آن عمل را از اسب بیشتر دوست داشتم. منظورش نماز بود که در نظر خواجه بیشتر از اسب بیست هزار درهمی جلوه داشت آن هایی که در خدمت خواجه بودند دزد را نفرین نمودند، گفت: نفرینش نکنید من آن اسب را بر او حلال نمودم. وقتی خواجه از دنیا رفت، دخترکی در همسایگی او بود به پدرش گفت: این ستونی که در خانه ی همسایه ی ما بود چه شد؟ پدر به او گفت : آن ستون مرد صالحی بود که در همسایگی ما زندگی می کرد، از اول شب تا به صبح به عبادت ایستاده بود. تو شب ها به تاریکی که به بام می آمدی در حال قیام او را می دیدی خیال کرده بودی ستونی بوده در میان خانه خود قبری حفر کرده بود، هر وقت در قلب خویش احساس قساوت می کرد داخل قبر می شد، آنقدر که مایل بود در آنجا توقف می نمود آنگاه عرض می کرد (رب ارجعونی لعل اعمل صالحا فیما ترکت) مکرر می گفت: پروردگارا مرا به دنیا برگردان تا اعمال صالحی که از دست داده ام به جا آورم، پس از چندین مرتبه تکرار می گفت: (یاربیع قد رجعناک فا عمل) ربیع برگردانیم تو را متوجه باش، عمل کن .

نظر یادتون نره() 

سه شنبه 6 دی 1390

عواقب کوچک شمردن نماز

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

کسانی که به نمازسهل انگاری می کنند به پانزده  چیز گرفتار می شوند .

از حضرت رسول (ص) روایت است و کسی که درباره ی نماز سهل انگاری کند خدا او را به پانزده چیز عقوبت می کند و سه چیز در دنیا و سه چیز هنگام مردن و سه چیز در قبر و سه چیز در محشر و سه چیز نزد لقاء خدا در قیامت.

سه عقوبت در دنیا

1-       برکت از روزیش  2- و از عمرش بر می دارد  3- و سیمای (و نورانیت) نیکوکاران را از صورت او بر طرف می کند.

سه عقوبت در وقت مرگ

     تشنه و گرسنه می میرد و به حال از دنیا می رود(یعنی رو حش تشنه و گرسنه و ذلیل نزد ملائکه جان می دهد.)

سه عقوبت در قبر

     قبر را چنان بر او تنگ می کند که از فشار، استخوانهای پهلوهایش در یکدیگر داخل شود. بر (روح) او مارها و عقربها را مسلط می کند(که او را اذیت کنند) و دری از آتش بر او باز می کنند.

سه عقوبت در محشر

    با صورت سیاه از قبرش بر می خیزد، و در پیشانی او نوشته شده این شخص از رحمت خدا ناامید (و محروم) است و نامه عملش را از پشت سر به دست چپش می دهند.

سه عقوبت در لقاء خدا

   خداوند با او (به رحمت)سخن نمی گوید واز نظربه  سوی جمال (رحمت)حق محروم می شود واورااز گناه پاک نمیکند وبرای او خواهد عذابی دردناک،چنانچه درقرآن مجید فرمود(درسوره مریم آیه59) پس از آنهاکسانی آمدند که نماز را ضایع گزاردندوشهوات ودل خواه خود را پیروی کردند،پس به زودی به گمراهی خواهند افتاد.

دزدترین دزدهاکسی است که از نماز خود بدزدد

                                                                 ( صراط المستقیم   صفحه 194)

امام صادق (ع) فرمود امیر المومنین مشاهده نمود مردی را که نماز می خواند در حالیکه نماز را بسیار تخفیف می دهد و مانند کلاغ که منقار به زمین می زند سجود می کند حضرت فرمودند: از چه زمان به این نحو نماز میخوانی ؟ گفت از فلان مدت تا حال . حضرت فرمود: مثل تو به نزد خداوند متعال مثل کلاغ است(رتبه و درجه عمل تو همان منقار زدن کلاغ بر زمین است برای برداشت دانه) اگر بمیری هر آینه خواهی مرد بر غیر دین رسول خدا (یعنی دین اسلام) سپس فرمود براستی دزدترین دزدها کسی است که از نمازخود بدزدد.

گوشت بدن بی نمازان خوراک مار می گردد

                                            ( نفیس الاخبار صفحه 245)

و در خلاصۀ الاخبار است که غی در دوزخ وادیست بدان گرمی و هیبت که اگر خدای تعالی بفرماید که دوزخ را به گرمی خود بخورد، می خورد و در آن وادی ماریست که شصت سال راه درازی آن است و سی سال پهنای وی از آن روز که خدای وی را آفریده دهان او بسته است و نگشاید مگر به گوشت بی نمازان و شرابخواران.

 

تارک  الصلوۀ از دیدگاه رسول الله (ص)

                                ( نفایس الاخبار  صفحه 245)

و در ارشاد القلوب از رسول خدا(ص) روایت کرده که کسی که بسوزاند هفتاد قرآن را و بکشد هفتاد دختر باکره را به زنا بردارد نزدیک تر است به رحمت خدا از کسی که نمازی را عمدا ترک کند.

استخوان انسان بی نماز

                             ( تحفۀ الواعظین ج 1 صفحه 119)

شخصی آمد نزد حضرت رسول (ص) شکایت از فقر و نداری کرد حضرت فرمود: مگر نماز نمی خوانی ؟ عرض کرد: من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می کنم . حضرت فرمود: مگر روزه نمی گیری ؟ عرض کرد: سه ماه روزه می گیرم . آن حضرت فرمود: امر خدا را نهی و نهی خدا را امر می کنی یا به کدام معصیت گرفتاری، عرض کرد: یا رسول الله حاشا و کلاکه من خلاف فرموده خدا را بکنم حضرت متفکرانه سر به جیب فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله حق تعالی سلام می رساند و می فرماید : در همسایگی این شخص باغی است و در آن باغ گنجشکی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص برکت برداشته شده است و او را فقر گرفته است حضرت به او فرمود: برو آن استخوان را از آنجا بردار بینداز دور آن مرد به فرموده ی آن حضرت عمل کرد بعد از آن توانگر شد.

تارک الصلوۀ از سگ و خوک و منافق بدتر است

                                        (نماز در آیات و روایات صفحه 90)

رسول خدا (ص) فرمود: سگ خدا را سپاس می گوید که خوک آفریده نشده است و خ.ک خدا را سپاس می گوید که کافر آفریده نشده است و کافر خدا را سپاس می گوید که منافق آفریده نشده است و منافق خدا را سپاس می گوید که تارک الصلوۀ آفریده نشده است

نظر یادتون نره() 

چهارشنبه 30 آذر 1390

مراتب حضور قلب در نماز

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

((حضور قلب)) دارای مراتب و درجات متفاوتی است:

مرتبه اول: نخستین مرحله حضور قلب این است که نمازگزار، در تمام نماز یا بعضی از آن، اجمالا توجه داشته باشد که در حضور پروردگار جهان ایستاده، با او سخن می گوید و راز و نیاز می کند.

مرتبه دوم: در این مرحله نماز گزاردر حال نماز، خودش را در برابر خدا و در حال نماز، خودش را در برابر خدا و در حال تکلم با او می داند، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه دارد و می داند که با خدا چه می گوید.

مرتبه سوم: نماز گزار علاوه بر مراحل سابق، حقیقت تکبیر، تسبیح، تقدیس و سایر مفاهیم اذکار را به خوبی می داند و با براهین علمی، با آنها آشنا شده و در حال نماز به آنها توجه دارد و خوب می داند که چه می گوید و چه می خواهد و با چه کسی سخن می گوید.

مرتبه چهارم: معارف و معانی ذکرها به طور کامل در باطن نمازگزار، نفوذ کرده، به مرحله ی یقین و ایمان کامل رسیده است. در این صورت زبان، از قلب پیروی می کند.

مرحله پنجم: در این مرحله، اسما، صفات و کمالات حق را با چشم باطن مشاهده می کند و چیزی را جز خدا نمی بیند.

با شناخت مراتب بالا، روشن می گرددکه غیر از موارد یاد شده، نمی توان چیزی را در حضور قلب دخیل کرد. در عین حال عوامل موثر در حضور قلب عبارت است از:

1.      مکان خلوت؛ نمازگزار بهتر است در جای خلوت و بدون مزاحمت و سر و صدا نماز بخواند.

2.      رفع موانع؛ مثلا رفع گرسنگی و تشنگی شدید قبل از نماز و ...

3.      تقویت ایمان؛ انسان باید در تقویت ایمان و تحصیل معرفت کامل بکوشد تا در حال نماز بیشتر و بهتر حضور قلب پیدا کند.

4.      یاد مرگ؛ اگر انسان به فکر مردن باشد و این که وقت مرگ معلوم نیست و ... نمازش را با غفلت نخواهد خواند.

آمادگی برای نماز؛ دقت در وضو و طهارت، اذان گفتن، پوشیدن لباس مخصوص نماز و ... تاثیر به سزایی در آمادگی انسان دارد.

نظر یادتون نره() 

نماز جماعت،با شکوهترین،بهترین،پاک ترین و معنوی ترین اجتماعات دنیا است. از این رو دارای فضیلت و ثواب بسیاری است . برای هر قدمی که انسان به سوی نماز جماعت بر می دارد ،ثواب وحسنه ای در نظر گرفته شده و اگر تعداد نماز گزاران از ده نفر تجاوز کند ،کسی جز خداوند حساب ثواب آن را نمی داند .در حدیثی آمده است :«هر کس نماز جماعت را دوست بدارد ،خداوند و فرشتگان او را دوست می دارند».

پیامبر (ص) می فرماید:« آگاه باشید هر که به طرف مسجد،برای اقامه نماز جماعت حرکت کند،به هر قدم او هفتاد هزار حسنه وثواب برای او نوشته می شود و هفتاد هزار گناه او،پاک می گردد و به همین اندازه درجاتش بالا می رود. اگر در همین حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او میگمارد که او را در قبرش زیارت کنند و در تنهایی مونس او باشندو برایش استغفار کنند تا برانگیخته شود».

نماز جماعت

«نماز جماعت»دارای آثار و برکات متعددی است که به بعضی از انها اشاره می شود:

 

یک_آثار و برکات عمومی:

1-1-   تبلیغ و ترویج نماز

قرار دادن نماز در معرض دید دیگران،هم معتقدان به نماز را خوشحال می سازد و هم زمینه ساز جذب وتمایل دیگران ،برای حضور در نماز جماعت می شود.

1-2-   ترویج و تبیین معارف الهی و شعائر دینی

امام رضا (ع)فرموده است:«نماز جماعت بدانجهت قرار داده شد که اخلاص،توحید،اسلام و عبادت خداوند آشکار وظاهر باشد».

1-3-   شکوه وعظمت اسلام

حضور جمعی مسلمانان در مساجد ،ضمن آنکه عظمت وبزرگی جماعت مسلمانان را می رساند،بیانگر حاکمیت دینی و مکتب دروجود انسان ها نیز هست.

ادامه متن

نظر یادتون نره() 

حال آن که قرآن فرموده: نماز انسان را از کارهای زشت باز می دارد.

گناه

بازدارندگی از گناه جزئی از نماز است. نمازی که نمازگزار را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده ی از گناه؛ یعنی، مبدا و معاد می اندازد، باید دارای خاصیت بازداری از فحشا و منکر باشد.

نماز، صفتی در روح انسان ایجاد می کند که به مثابه ی یک پلیس درونی است و همراهش را از منکرات منع می کند و در نتیجه روحش را از ناپاکی گناهان و آلودگی های ناشی از آنها دور نگه می دارد. چون وقتی انسان در محضر خدا حضور می یابد و او را از همه چیز و همه کس بالاتر و بزگتر از حد وصف می پرستد و از او راه غضب شدگان حضرت کردگار و گمراهان بروز می دهد، بی تردید حرکتی در قلب و روحش به سوی پاکی و تقوا پدید می آید. شخص نمازگزار در شبانه روز حداقل پنج بار قامتش را برای خدا خم می کند و پیشانیش را در مقابل عظمت خالقش بر خاک میساید و بر یگانگی و رسالت رسولش مهر تایید می زند و علاوه بر این ها پیش از هر نمازی خود را می شوید و پاک می سازد و از پلیدی نجاست و حرام دور می کند.

چنین امور و حالاتی، طبیعتا موجی از معنویت در او پدید می آورد و خس و خاشاک گناه و هوس و پوچی و بیهودگی را از وجودش دور می کند؛ زیرا هر یک از آنها به تنهایی تاثیری بازدارنده در برابر فحشا و منکر دارد. و البته مجموعه ی آنها که نماز نامیده می شود. تاثیر کلی تر و قوی تر در بازداری از فحشا و منکر دارد. به عبارت دیگر هر نمازی به اندازنده ی نقص و کمالش، صاحب خود را از فحشا و منکر منع می کند. لیکن نماز هر چند سطحی و ناآگاهانه باشد غیر ممکن است که هیچ گونه تاثیری در نمازگزار نداشته باشد.

آنان که نماز حقیقی نمی خوانند و آلوده به گناه هستند؛ اگر همان نماز ناقص و سطحی را نخوانند از آن هم آلوده تر خواهند شد.

از جابربن عبدالله انصاری روایت شده که گفت: به رسول خدا(ص) گفتند: فلان شخص روزها نماز می خواند و شب ها به سرقت اشتغال می ورزد، فرمود:((ان صلاته لتردعه؛ همانا نمازش او را از آن عمل باز خواهد داشت.))

عالمی گفت: مویز بسیار می خورد، حافظه اش کم است؟ عالم گفت: اکنون که مویز می خورد حافظه اش این است؛ اگر مویز نمی خورد چه حافظه ای می داشت؟! نماز در بازداری از گناه اثر دارد. اما کیفیت نماز و اثر پذیری از آن متفاوت است و شاید هوا و هوس های درونی شخص مانع تاثیر نماز می شوند و آن را از اثر می اندازند. نماز او در حد توان خود جلوی دشمن درونی را گرفته است و مانع از فحشاو منکر شده است؛ لیکن نفس اماره اش بسیار قوی بوده است. این نکته نیز مسلم است که نماز با کیفیت و نیرومند مانع از تسلیم او در برابر شیطان نفس خواهد شد. فضیل بن عیاض سرکرده ی دزدان بود، به کاروان ها و خانه های مردم یورش می برد و کالا و داراییشان را به سرقت می برد، مردم نه از دست او و دارودسته اش در امان بودند و نه قادر به منع او بودند. دستگاه حکومتی نیز توان بازداشتن او را نداشت. اما این فضیل به خاطر ایمان مختصری که داشت و نمازش را به جای می آورد. در نهایت همین امر مانع زشت کاری او گردید.

ادامه متن

نظر یادتون نره() 

چهارشنبه 30 آذر 1390

هدف اذان

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

اذان، این سروش غیبی و این ندای آسمانی، یک اعلان عمومی و معنوی جهت آمادگی برای نماز و انجام فریضه بزرگ الهی است. اذان ارزش و جایگاه والایی در شریعت محمدی (ص) دارد. اذان دعوت به سوی عبادت و بندگی خدا است و موذن با آهنگ رسا و روح بخش، امت اسلام را به نماز و مناجات فرامی خواند.

امام رضا(ع) درباره ی فلسفه و حکمت اذان می فرماید:

1.      آن کس را که فراموش کار است، یاد آور باشد و آن کس را که غافل است متنبه سازد.

2.      فهماندن وقت نماز، برای کسی که اشتغال دارد. (مشغول به کار است)

3.      دعوت مردم به پرستش خالق و ترغیب در آن است.

4.      اذان گو، اقرار به توحید دارد و ایمان را آشکار می سازد و اسلام را اعلان می کند و آن کس را که فراموش کرده یادآوری می نماید. 

 

علاوه بر مطالب بالا، درباره ی فلسفه اذان، می توان به موارد زیر هم اشاره کرد:

 

الف- اذان و اقامه، توجه و آمادگی برای نمازگزار است و در اثنای آن، زمینه و استعداد پیدا می شود که انسان، باادب بیشتر، خشوع فزون تر و عرفان عمیق تر در پیشگاه حضرت حق قرار گرفته و با معبود و محبوب حقیقی خویشتن سخن بگوید و دمساز گردد.

 

گل نغمه زیبای خدایی است اذان

                                                        پروانه باغ دلگشایی است اذان

محبوب تمام حق پرستان زمین           

                                                        پیغام رسان روشنایی است اذان

 

ب- اذان موجب صفای باطن و شادی و نشاط روح است. پیامبر(ص) هنگام فرارسیدن وقت نماز، به بلال می فرمود)(ای بلال! اذان بگو و مارا با آن شادمان ساز (ارحنا یا بلال) ))

ج- زمانی که صدای نیکوی اذان،فضا را معطر می سازد و به نماز گزاران مژده می دهد که هنگام سخن گفتن با خدا فرارسیه است.

پس آنان آماده نماز می شوند و به سوی مساجد و نمازخانه ها حرکت می کنند رسول خدا(ص) فرمود:((هرگاه موذن بگوید: الله اکبر، خداوند می فرماید: ای امت محمد مهیای نماز شوید و شغل دنیا را ترک کنید)).

د- قبل از اسلام مسیحیان با ناقوس، یهودیان با دمیدن در بوق ها، آتش پرستان با روشن کردن آتش مردم را به عبادت دعوت می کردند؛ ولی اسلام آمد و به جای این ها اذان را انتخاب کرد که در آن مردم با کلمات خوب و دلنشینی به مسجدها فراخوانده می شوند و از طرفی با شنیدن و گفتن نام خدا، پیامبر و ...آماده ی نماز خواندن می گردند.

چ- اذان آدمی را به یاد خدا می اندازد و با بزرگی و عظمت او آشنا می سازد؛ با گفتن((الله اکبر)) به بزرگی، جلالت شان، عظمت و توانایی خدا اعتراف می کنیم و با بیان((لااله الاالله))، به یگانگی و بی شریکی او شهادت می دهیم.

نظر یادتون نره() 

چهارشنبه 30 آذر 1390

حکمت سجده

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

بدن شما به طورروزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند. شماامواج الکترومغناطیسی را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار بگذارید جذب می کنید. گوشی مبایل و تلویزیون و ماشین و همچنین از طریق لامپ های روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شوند. شما منبعی هستید کا مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید. به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه خودتان بفهمید. سردردهای شدید و تنبلی در کارواحساس ناراحتی هایی که می کنید بی دلیل نیست.

سجده

 

این را فراموش نکنیدوقتی بعضی از این علائم را احساس می کنید، راه حل همه ی این ها چیست؟

یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقاتی را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند به انجام رسانیده است. با گذاشتن پیشانیتان بیش از یکبار بر زمین امواج الکترو مغناطیسی مضر را تخلیه خواهید کرد. این شبیه برق گیرهایی است  که در ساختمان های بلند که احتمال برخورد سیگنال های الکتریکی مانند رعد و برق وجود دارد نصب می شوندتا امواج از طریق زمین تخلیه شود می باشد. بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی تخلیه شوند . آنچه این تحقیق را بیش تر شگفت انگیز می کند این است که بهترین مکان برای اینکه پیشانیتان را بر زمین بگذارید در حالتی است که رو به مرکز زمین باشد چرا که اینگونه امواج الکترومغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد. و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده است که مکه مرکز زمین است. بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه برای تخلیه ی سیگنالهای مضر از بدن است.

قادر متعال همیشه چیزی را از ما می خواهد که برای خودمان مفید و سودمند است. ما به خاک نمی افتیم که امواج الکترو مغناطیسی تخلیه شود بلکه برای اطاعت خدای قادر و متعال سجده می کنیم اما از ؟آنجا که دلیل علمی وجود دارد که به مردم نشان دهیم هر چه مسلمانان انجام می دهند برای همه بهترین است.

نظر یادتون نره() 

1.      یاد و ذکر خدا : زیرا انسا ن موجود فراموش کاری است. بنابراین هر چند ساعت یکبار، با خواندن نماز، خدای سبحان را یاد کرده و متذکر وجود لایتناهای او می شود.

2.      وقتی انسان متذکر خدا بود و خدا را مراقب خویش دید، قهرا از انجام گناه و منکرات شرم و حیا می کند. بنابراین یکی از اهداف نماز، جلوگیری از فحشا و منکرات است: (( ان الصلا*تنهی عن الفحشاء و المنکر)).

3.      عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت :به طور مودب ایستادن، رکوع کردن، جبین بر  خاک ساییدن، سجده و نشستن دو زانو و ... همه نشانه های خضوع است. و این حقی است از سوی خدای سبحان که هر انسانی موظف به ادای آن است. توجه داشته باشید که همین خشوع و خضوع ، به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر سایر افراد متواضع می کند. امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: ((خدای سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانی از روی تواضع به خاک مالیده شود)) و حضرت فاطمه (س) نیز می فرماید: ((جعل الله الصلا* تنزیها لکم من الکبر : خداوند نماز را مقرر داشت تا دامن انسان را از کبر و منیت پاک گرداند)).

4.      تشکیل جماعت ها: ویل دورانت می نویسد.)(بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست که شرکت مسلمانان در نمازهای جماعت روزانه، چه اثر خوبی در وحدت و تشکل آنها دارد. با کمی دقت می توان دریافت که در سایه همین جماعت ها و جمعه ها است که انسجام و اتحادی در اقشار مختلف ایجاد می شود و در سایه ی آن برکات و ارزش هایی وجود دارد. از کارهای عمرانی یک منطقه گرفته تا راه حل سایر مشکلات افراد و جامعه)).

5.      شادابی روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشی را ایفا می کند که نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ایفا می نماید. اگر کسی ورزش را برای مدت طولانی ترک کند، کم کم بدنش دچار یک نوع سستی و کسالت می شود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد. بنابراین انسان باید روزانه یا لااقل هفته ای چند ساعت، به راهپیمایی و ورزش بپردازد تا به تدریج جسم را سالم و شاداب سازد. روح انسان نیز چنین نیازی دارد، باید هر روز این نیایش و سرود مذهبی و اسلامی تکرار گردد تا به تدریج سلامت و شادابی روح انسان در سایه یاد حق احزاز گردد.

خلاصه آن که اهداف نماز – که دارای ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است- بدون این که نماز در زمان معین و با نظم خاص انجام شود، تامین نمی گردد.

نظر یادتون نره() 

جمعه 25 آذر 1390

نماز

نویسنده: مینا و فاضل اکبری   

 الا بذکرالله تطمئن القلوب......................................................و تنها با یاد خدا قلب ها آرام می گیرد

نماز

خداوند بزرگترین و زیبا ترین و پر هیجان ترین ماجرای عالم است انسان در حالت عادی از خدا گریزان است زیرا بطور عادی تحت اختیار نفس خویش است. و بدین سان خود را از هستی منفک و جدا می بیند. اگر به خدا تقرب بجویی و به او نزدیک شوی در او ذوب می شوی، تبخیر می شوی، ناپدید می شوی. مردم از این امر می ترسند، آنها خدا را می پرستند، دعا می خوانند، عبادت می کنند، اما هیچگاه به او تقرب نمی جویند. بی دلانی که خدا در همه احوال با آنان است و آنان او را نمی بینند و از دور خدایا می گویند، آنان از دور خدا را می پرستند و از نزدیک شدن به او هراسناک هستند و فاصله را همواره رعایت می کنند. آنان از محو شدن در او می ترسند و مانند پروانه ای نیستند که به طمع نور خود را در آتش افکند و دردا به هرزه در مردابی راکد و بویناک عمر می گذرانند.پس بدین جهت است که پس از چهل یا پنجاه سال عبادت اثری در آنان حاصل نشده، بلکه روز به روز بر ظلمت قلبها افزوده می شود و نماز و نیایش که باید معراج تقرب به حضرت حق و مایه انس به آن مقام مقدس باشد ما را از ساحت قرب مهجور و از عروج به مقام انس فرسنگها دور کرده است.

.............................................................................تا آتشین نشده ای، وارد ملکوت خدا نخواهی شد.

نماز پلی است: از جزء به کل، از تاریکی به روشنایی، از فرش تا عرش، نماز یعنی سخن دل با معبود.

نماز حالتی است: بین خالق و مخلوق، عاشق و معشوق، شاهد و مشهود،حبیب و محبوب که یکی پیام می برد و دیگری پیام می آورد.او نیایش و نماز تو را بالا و استجابت نماز را پایین برای روح پرستنده به ارمغان می آورد.

ادامه متن

نظر یادتون نره() 

نظرسنجی

    امتیاز دهید








در این وبلاگ
در كل اینترنت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :